«ما همه انتظار فرج داریم، و باید در این انتظار خدمت بکنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است، و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند، و مقدمات ظهور ان شاء الله تهیه بشود.». 
(صحیفه امام، ج 8، ص: 374)
..............................................
«من امیدوارم که ان شاء الله برسد روزی که آن وعده مسلم خدا تحقق پیدا کند و مستضعفان مالک ارض بشوند. این مطلب وعده خداست و تخلف ندارد، منتها آیا ما درک کنیم یا نکنیم، آن به دست خداست. ممکن است در یک برهه کمی وسایل فراهم بشود و چشم ما روشن بشود به جمال ایشان. این چیزی که ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است. همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لکن با انتظار تنها نمی شود، بلکه با وضعی که بسیاری دارند، انتظار نیست. ما باید ملاحظه وظیفه فعلی شرعی- الهی خودمان را بکنیم و باکی از هیچ امری از امور نداشته باشیم. کسی که برای رضای خدا ان شاء الله مشغول انجام وظیفه است، توقع این را نداشته باشد که مورد قبول همه است، هیچ امری مورد قبول همه نیست. کار انبیا هم مورد قبول همه نبوده است، لکن انبیا به وظایفشان عمل کردند و قصور در آن کاری که به آنها محول شده بود نکردند، گرچه مردم اکثراً گوش ندادند به حرف انبیا. ما هم آن چیزی که وظیفه مان هست عمل می کنیم و باید بکنیم، گرچه بسیاری از این عمل ناراضی باشند یا بسیاری هم کارشکنی بکنند. » 
(صحیفه امام، ج 19، ص: 246 - 247)
..............................................
با سلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمۀ شعبان و آخرین ذخیرۀ امامت حضرت‏‎ ‎‏بقیة الله ـ ارواحنا فداه ـ و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم‏‎ ‎‏و ستم استکبار. سلام بر او و سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام‏‎ ‎‏بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز‏‎ ‎‏می شوند.
‏‏2 / 1 / 68‏
‏‏پیام امام به مهاجرین جنگ تحمیلی
 (صحیفه امام ج21_ص 325)
...........................................
دست عنایت خدای تبارک و تعالی به سر این ملت کشیده شده است، و ایمان آنها را‏‎ ‎‏تقویت فرموده است که یکی از علائم ظهور بقیة الله ـ ارواحنا فداه ـ است.
‏1 / 1 / 61‏
‏‏پیام رادیو ـ تلویزیونی امام به ملت ایران در آغاز سال نو‏
صحیفه امام ج 16 ص 130
.........................................
   سالروز مبارک ولادت با سعادت و پربرکت حضرت خاتم الاوصیا و مفخرالاولیا‏‎ ‎‏حجت بن الحسن العسکری ـ ارواحنالمقدمه الفداء ـ بر مظلومان دهر و مستضعفان جهان‏‎ ‎‏مبارک باد. و چه مبارک است میلاد بزرگ شخصیتی که بر پا کنندۀ عدالتی است که بعثت‏‎ ‎‏انبیا ـ علیهم السلام ـ برای آن بود. و چه مبارک است زادروز ابرمردی که جهان را از شرّ‏‎ ‎‏ستمگران و دغلبازان تطهیر می نماید و زمین را پس از آنکه ظلم و جور آن را فرا گرفته پر‏‎ ‎‏از عدل و داد می نماید و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض‏‎ ‎‏می نماید. و چه مسعود و مبارک است روزی که جهان از دغلبازیها و فتنه انگیزیها پاک‏‎ ‎‏شود و حکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه‏‎ ‎‏خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالی بر بسیط زمین افراشته گردد و تنها قانون‏‎ ‎‏عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود و کاخهای ستم و کنگره های بیداد فرو ریزد و آنچه‏‎ ‎‏غایت بعثت انبیا ـ علیهم صلوات الله ـ و حامیان اولیا ـ علیهم السلام ـ بوده تحقق یابد و‏‎ ‎‏برکات حق تعالی بر زمین نازل شود و قلمهای ننگین و زبانهای نفاق افکن شکسته و‏‎ ‎‏بریده شود و سلطان حق تعالی بر عالم پرتو افکن گردد و شیاطین و شیطان صفتان به‏‎ ‎‏انزوا گرایند و سازمانهای دروغین حقوق بشر از بنیاد برچیده شوند. و امید است که‏‎ ‎‏خداوند متعال آن روز فرخنده را به ظهور این مولود فرخنده هر چه زودتر فرا رساند و‏ خورشید هدایت و امامت را طالع فرماید.
‏28 / 3 / 60‏
‏‏پیام امام به ملت مسلمان ایران‏
صحیفه امام ج14 _ ص 472_473
........................................
...  ‏‏و قضیۀ غیبت حضرت صاحب، قضیۀ مهمی است که به ما مسائلی می فهماند.‏‎ ‎‏مِن جمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا‏‎ ‎‏بشود در تمام بشر نبوده کسی الاّ مهدی موعود ـ سلام الله علیه ـ که خدای تبارک و تعالی‏ او را ذخیره کرده است برای بشر. هر یک از انبیا که آمدند، برای اجرای عدالت آمدند و‏‎ ‎‏مقصدشان هم این بود که اجرای عدالت را در همۀ عالم بکنند لکن موفق نشدند. حتی‏‎ ‎‏رسول ختمی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای‏‎ ‎‏عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این‏‎ ‎‏معنا، و آن کسی که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد‏‎ ‎‏کرد، نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می فهمند که فقط قضیۀ عدالت در زمین برای‏‎ ‎‏رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت. انسان اگر هر انحرافی پیدا کند،‏‎ ‎‏انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای‏‎ ‎‏خودش این ایجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد، از این‏‎ ‎‏انحراف وقتی به اعتدال برگردد، این عدالت در او تحقق پیدا کرده است. اگر در عقاید‏‎ ‎‏یک انحرافاتی و کجیهایی باشد، برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیدۀ صحیح و صراط‏‎ ‎‏مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدی موعود ـ سلام الله ‏‎ ‎‏علیه ـ که خداوند ذخیره کرده است او را از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین، این‏‎ ‎‏قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود بوده است که تمام عالم را،‏‎ ‎‏عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد، و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن با اینکه‏‎ ‎‏برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان‏‎ ‎‏معنایی که همۀ انبیا آرزو داشتند، لکن موانع، اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند، و‏‎ ‎‏همۀ اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود.‏
میلاد مهدی موعود (ع) بزرگترین عید برای بشریت اینکه این بزرگوار را طول عمر داده‏‎ ‎‏خدای تبارک و تعالی برای یک همچو معنایی، ما از آن می فهمیم که در بشر کسی نبوده‏‎ ‎‏است دیگر، قابل یک همچو معنایی نبوده است، و بعد از انبیا که آنها هم بودند لکن‏‎ ‎‏موفق نشدند، کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ، پدران حضرت موعود، کسی نبوده است‏‎ ‎‏که بعد از این، اگر مهدی موعود هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می رفتند، دیگر‏‎ ‎‏در بشر کسی نبوده است که این اجرای عدالت را بکند، نمی توانسته و این یک موجودی‏‎ ‎‏است که ذخیره شده است برای یک همچو مطلبی، و لهذا به این معنا عید مولود حضرت‏ صاحب ـ ارواحناله الفداء ـ بزرگترین عید برای مسلمین، است و بزرگترین عید برای بشر‏‎ ‎‏است نه برای مسلمین.‏
‏‏     اگر عید ولادت حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بزرگترین عید است‏‎ ‎‏برای مسلمین از باب اینکه موفق به توسعۀ آن چیزهایی که می خواست توسعه بدهد‏‎ ‎‏نشد، چون حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ این معنا را اجرا خواهد کرد و در تمام عالم‏‎ ‎‏زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد به همۀ مراتب عدالت، به همۀ مراتب دادخواهی،‏‎ ‎‏باید ما بگوییم که عید شعبان، عید تولد حضرت مهدی ـ سلام الله علیه ـ بزرگترین عید‏‎ ‎‏است برای تمام بشر. وقتی که ایشان ظهور کنند ـ ان شاءالله خداوند تعجیل کند در ظهور‏‎ ‎‏او ـ تمام بشر را از انحطاط بیرون می آورد، تمام کجیها را راست می کند: یَمْلأُ الأَرْضَ عَدْلاً‏‎ ‎‏بَعْدَ مٰا مُلِئَتْ جَوْراً‏‎ همچو نیست که این عدالت همان که ماها از آن می فهمیم که نه یک‏‎ ‎‏حکومت عادلی باشد که دیگر جور نکند آن، این هست اما خیر، بالاتر از این معناست.‏‎ ‎‏معنی یَمْلَأُ الأَرْضَ عَدْلاً بَعْدَ مٰا مُلِئَتْ جَوْراً الآن زمین و بعد از این، از این هم بدتر شاید‏‎ ‎‏بشود، پر از جور است، تمام نفوسی که هستند انحرافات در آنها هست. حتی نفوس‏‎ ‎‏اشخاص کامل هم در آن انحرافاتی هست ولو خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست،‏‎ ‎‏در عقاید انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در کارهایی هم که بشر می کند‏‎ ‎‏انحرافش معلوم است. و ایشان مأمورند برای اینکه تمام این کجیها را مستقیم کنند و تمام‏‎ ‎‏این انحرافات را برگردانند به اعتدال که واقعاً صدق بکند یَمْلَأُ الأَرْضَ عَدْلاً بَعْدَ مٰا مُلِئَتْ‏‎ ‎‏جَوْراً. از این جهت، این عید، عید تمام بشر است بعد از اینکه آن اعیاد، اعیاد مسلمین‏‎ ‎‏است. این عید، عید تمام بشر است. تمام بشر را ایشان هدایت خواهند کرد ان شاءالله ، و‏‎ ‎‏ظلم و جور را از تمام روی زمین بر می دارند به همان معنای مطلقش. از این جهت، این‏‎ ‎‏عید، عید بسیار بزرگی است که به یک معنا از عید ولادت حضرت رسول ـ صلی الله علیه‏‎ ‎‏و آله ـ که بزرگترین اعیاد است، این عید به یک معنا بزرگتر است. و ما باید در اینطور روزها و در اینطور ایام الله توجه کنیم که خودمان را مهیا کنیم از‏‎ ‎‏برای آمدن آن حضرت. من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم؛ بزرگتر از این است. نمی توانم بگویم که شخص اول است؛ برای اینکه دومی در کار نیست. ایشان را‏‎ ‎‏نمی توانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم الاّ همین که مهدی موعود است. آنی است که خدا‏‎ ‎‏ذخیره کرده است برای بشر. و ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای اینکه اگر چنانچه‏‎ ‎‏موفق شدیم ان شاءالله به زیارت ایشان، طوری باشد که روسفید باشیم پیش ایشان. تمام‏‎ ‎‏دستگاههایی که الآن به کار گرفته شده اند در کشور ما ـ و امیدوارم که در سایر کشورها‏‎ ‎‏هم توسعه پیدا بکند ـ باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیا کنند برای‏‎ ‎‏ملاقات حضرت مهدی ـ سلام الله علیه.
7 / 4 / 59‏
‏‏پیام رادیو ـ تلویزیونی امام به ملت ایران‏
صحیفه امام ج 12 _ ص 480_483
..........................................
روزی یکی از طلاب مدرسه رفاه(محل اقامت حضرت امام در روزهای قبل از پیروزی)‏ به امام عرض می کند که: شما چرا در بین صحبتهایتان از امام زمان (عج) کمتر اسم‏‎ ‎‏می برید؟ امام به محض شنیدن این سخن در جا ایستادند و فرمودند: چه می گویی؟ مگر‏‎ ‎‏شما نمی دانید ما آنچه داریم از امام زمان (عج) است، و آنچه من دارم از امـام زمان (عج)‏‎ ‎‏است، و آنچه از انقلاب داریم از امام زمان (عج) است.
حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی انصاری؛ ویژگیهایی از زندگی امام خمینی؛ ص27.
........................................
از غیبت صغری تا کنون که پیش از هزار سال می گذرد و ممکن است صد هزار سال دیگر بگذرد و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورد؛ در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود، و هر که هر کاری خواست بکند؟... قوانینی که پیغمبر اسلام در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن 23 سال زحمت طاقت فرسا کشید فقط برای مدت محدودی بود؟ آیا خدا اجرای احکامش را محدود کرد به دویست سال و پس از غیبت صغری اسلام دیگر همه چیزش را رها کرده است؟! اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آن ها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است؛ هیچ کس نمی تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلام دفاع کنیم... هر که اظهار کند که تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد، منکر ضرورت اجرای احکام اسلام شده و جامعیت احکام و جاودانگی دین مبین اسلام را انکار کرده است.
ولایت فقیه، ص 27 و 28.
......................................
ما اگر دستمان می رسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم؛ تکلیف شرعی ماست. منتها ما نمی توانیم، اینی که هست این است که حضرت، عالم را پر می کند از عدالت، نه شما دست بردارید از تکلیفتان، نه این که شما دیگر تکلیف ندارید. ما تکلیف داریم... الان عالم پر از ظلم است... ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تکلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن است، تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم. اما نمی توانیم بکنیم؛ چون نمی توانیم بکنیم باید او بیاید تا بکند؛ اما ما باید فراهم کنیم کار را.
صحیفه امام، ج 21، ص 17-15.
....................................
ببینید که تحت مراقبت هستید؛ نامه اعمال ما می رود پیش امام زمان- سلام الله علیه- هفته ای دو دفعه به حسب روایت... من خوف این را دارم که کاری، ما بکنیم که امام زمان- سلام الله علیه- پیش خدا شرمنده بشود، این ها شیعه های تو هستند دارند این کار را می کنند... نکند که خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان ما و سایر دوستان امام زمان- سلام الله علیه- یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان-سلام الله علیه-بشود.
صحیفه امام، ج 8 ، ص 392-391
.....................................
والعصر ان الانسان لفی خسر، ـ عصر ـ هم محتمل است که در این زمان حضرت سلام‌الله علیه باشد یا انسان کامل که مصداق بزرگش رسول اکرم و ائمه هدی، و در عصر ما حضرت مهدی سلام‌الله علیه است. قسم به عصارۀ موجودات عصر، فشردۀ موجودات، این که فشردۀ همه عالم است، یک نسخه‌ای است، نسخه تمام عالم، همه عالم در این موجود، در این انسان کامل عصاره است و خلأ به این عصاره قسم می‌خورد.
امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 12، ص 423
......................................
همان‌طور که رسول اکرم به حسب واقع حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی همان‌طور حاکم بر جمیع موجودات است، آن خاتم رسل است، و این خاتم ولایت، آن خاتم ولایت کلی بالاصاله است و این خاتم ولایت کلی به تبعیت است.
امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 20، ص 249.
.....................................
چون لیلۀ‌القدر، لیلۀ توجه تام ولیّ کامل و ظهور سلطنت ملکوتیه اوست، به توسط نفس شریف ولی کامل و امام عصر هر عصر و قطب هر زمان که امروز حضرت بقیۀ‌الله فی‌الارضین، سیدنا و مولانا و امامنا حجۀ بن الحسن العسکری ارواحنا فداه، است، تغییرات و تبدیلات در عالم واقع شود، پس هر یک از جزئیات طبیعت را خواهد بطئی حرکت کند و هریک را خواهد سریع حرکت کند و هر رزقی را خواهد توسعه دهد، و هر یک را خواهد تضییق کند، و این اراده، اراده حق است و ظل و شعاع اراده ازلیّه و تابع فرامین الهیّه است.
امام خمینی، آداب الصلوۀ، ص 327
.....................................
ابراهیم خلیل در اول زمان و حبیب خدا و فرزند عزیزش مهدی موعود روحی فداه در آخر زمان از کعبه ندای توحید سر دادند و می‌دهند... مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می‌دهند و بشریت را به توحید می‌خواند.
امام خمینی، صحیفه امام (مجموعه آثار امام)، ج 18، ص 87
....................................
رداشت هایی که از انتظار فرج شده است؛ بعضی اش را من عرض می کنم. بعضی ها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان ـ سلام اللّه  علیه ـ را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند. بلکه بعضی از آنها را که من سابقاً می شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود، یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب ـ سلام اللّه علیه ـ بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می کردند و نهی از منکر هم می کردند و امر به معروف هم می کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند.
یک دستۀ دیگری بودند که انتظار فرج را می گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد، بر ملت ما چه می گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاءاللّه ، درست می کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می گذرد یا در مملکت خودمان می گذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته ای، مردمی بودند که صالح بودند.
یک دسته ای می گفتند که خوب، باید عالم پر [از] معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند؛ گناه ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.
یک دسته ای از این بالاتر بودند، می گفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت ـ سلام اللّه  علیه ـ تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می زدند.
یک دستۀ دیگری بودند که می گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها مغرور بودند. آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات [اشاره دارد] که هر کس علم بلند کند با علم مهدی، به عنوان «مهدویت» بلند کند، [باطل است.]
حالا ما فرض می کنیم که یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که تکلیفمان دیگر ساقط است؟ یعنی، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید؟ حضرت صاحب که تشریف می آورند برای چی می آیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفۀ قرآن دست از نهی از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای اینکه حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه می کنند؟ حضرت می آیند، می خواهند همین کارها را بکنند. الآن دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد؟ به حسب رأی این جمعیت، که بعضیشان بازیگرند و بعضیشان نادان، این است که ما باید بنشینیم، دعا کنیم به ... امریکا ... و ... اذنابشان ... و امثال اینها تا اینکه اینها عالم را پر کنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند. بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم و جور را بردارند؛ همان کاری که ما می کنیم و ما دعا می کنیم که ظلم و جور باشد! حضرت می خواهند همین را برش دارند. ما اگر دستمان می رسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست، منتها ما نمی توانیم. اینی که هست این است که حضرت عالم را پر می کند از عدالت؛ نه شما دست بردارید از تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید.
ما تکلیف داریم که، اینی که می گوید حکومت لازم نیست، معنایش این است که هرج و مرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن طور فساد پر می کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. آنی که می گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود؛ همه هم را بکُشند؛ همه به هم ظلم بکنند برای اینکه حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟ برای اینکه رفع کند این را. این یک آدم عاقل، یک آدم اگر سفیه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سیاست این کار را نکرده باشد که بازی بدهد ماهارا که ما کار به آنها نداشته باشیم، آنها بیایند هر کاری می خواهند انجام بدهند، این باید خیلی آدم نفهمی باشد!
اما مسئله این است که دست سیاست در کار بوده؛ همان طوری که تزریق کرده بودند به ملتها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیتهای دنیا که سیاست کار شماها نیست؛ بروید سراغ کار خودتان و آن چیزی که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراتورها. خوب، آنها از خدا می خواستند که مردم غافل بشوند و سیاست را بدهند دست حکومت و به دست ظلمه، دست امریکا، دست شوروی، دست امثال اینها و آنهایی که اذناب اینها هستند و اینها همه چیز ما را ببرند، همه چیز مسلمانها را ببرند، همه چیز مستضعفان را ببرند و ما بنشینیم بگوییم که نباید حکومت باشد، این یک حرف ابلهانه است، منتها چون دست سیاست در کار بوده، این اشخاص غافل را، اینها را بازی دادند و گفتند: شما کار به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید توی مسجدهایتان بایستید نماز بخوانید! چه کار دارید به این کارها؟
اینهایی که می گویند که هر علمی بلند بشود و هر حکومتی، خیال کردند که هر حکومتی باشد این برخلاف انتظار فرج است. اینها نمی فهمند چی دارند می گویند. اینها تزریق کرده اند بهشان که این حرفها را بزنند. نمی دانند دارند چی چی می گویند. حکومت نبودن، یعنی اینکه همۀ مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، برخلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض می کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می زدیم؛ برای اینکه خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید که نهی از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایت قابل عمل نیست. و این نفهمها نمی دانند چی می گویند، هر حکومتی باشد حکومت [باطل] است! ... اینها یک چیزهایی است که اگر دست سیاست در کار نبود، ابلهانه بود، لکن آنها می فهمند دارند چی می کنند. آنها می خواهند ما را کنار بزنند.
بله، البته آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمی توانیم [پر] بکنیم. اگر می توانستیم، می کردیم، اما چون نمی توانیم بکنیم ایشان باید بیایند. الآن عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است،] تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم. اما نمی توانیم بکنیم؛ چون نمی توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت ـ سلام اللّه  علیه ـ در هر صورت، این مصیبتهایی که هست که به مسلمانها وارد شده است و سیاستهای خارجی دامن بهش زده اند، برای چاپیدن اینها و برای از بین بردن عزت مسلمین [است]. و باورشان هم آمده است خیلیها. شاید الآن هم بسیاری باور بکنند که نه، حکومت نباید باشد، زمان حضرت صاحب باید بیاید حکومت. و هر حکومتی در غیر زمان حضرت صاحب، باطل است؛ یعنی، هرج و مرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بیاید درستش کند! ما درستش می کنیم تا حضرت بیاید. 
(صحیفه امام؛ ج 21، ص 13)
......................................
گویید بگذار تا امام زمان(ع) بیاید. شما نماز را هیچ وقت می گذارید تا وقتی امام زمان(ع) آمد بخوانید؟ حفظ اسلام واجبتر از نماز است. منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می گفت: باید معاصی را رواج داد تا امام زمان(ع) بیاید! اگر معصیت رواج پیدا نکند حضرت ظهور نمی کند!
 (ولایت فقیه؛ ص 58)
.....................................
تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چی می آید؟ حضرت صاحب می آید معصیت را بردارد، ما معصیت کنیم که او بیاید؟ 
(صحیفه امام؛ ج 17، ص 534)
....................................
اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامیهای منحرف آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فرا گیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فانّا للّه  و انّا الیه راجعون. 
(صحیفه امام؛ ج 21، ص 447)
...................................
اگر این جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام آنچنان منزوی خواهد شد که تا آخر ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند کند. لابد شما هم می گویید که باید ما یک دولت کافر ظالمی پیش بیاوریم تا ظلم زیاد بشود، تا حضرت ظهور کند! خوب، یک طریقه ای است، شما خیال می کنید نیست همچو افرادی، یک همچو افرادی هستند که معنا ندارد حکومت باشد، یک حکومت عدل اصلاً نباید باشد، باید جلویش را گرفت تا حضرت تشریف بیاورند. 
(صحیفه امام؛ ج 16، ص 139)
.........................................
اکنون که دوران غیبت امام ـ علیه السلام ـ پیش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا کند و هرج و مرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم می آید. عقل هم به ما حکم می کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری کنیم، اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند دفاع کنیم. شرع مقدس هم دستور داده که باید همیشه در برابر اشخاصی که می خواهند به شما تجاوز کنند برای دفاع آماده باشید. برای جلوگیری از تعدیّات افراد نسبت به یکدیگر هم، حکومت و دستگاه قضایی و اجرایی لازم است. چون این امور به خودی خود صورت نمی گیرد، باید حکومت تشکیل داد. ...
اکنون که شخص معیّنی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امر حکومت در دورۀ غیبت تعیین نشده است، تکلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها کنید؟ دیگر اسلام نمی خواهیم؟ اسلام فقط برای دویست سال بود؟ یا اینکه اسلام تکلیف را معین کرده است؛ ولی تکلیف حکومتی نداریم؟
معنای نداشتن حکومت این است که تمام حدود و ثغور مسلمین از دست برود، و ما با بی حالی دست روی دست بگذاریم که هر کاری می خواهند بکنند؟ و ما اگر کارهای آنها را امضا نکنیم رد نمی کنیم. آیا باید اینطور باشد؟ یا اینکه حکومت لازم است و اگر خدا شخص معیّنی را برای حکومت در دورۀ غیبت تعیین نکرده است لکن آن خاصیت حکومتی را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب(ع) موجود بود برای بعد از غیبت هم قرار داده است.
 (ولایت فقیه؛ ص 39)
......................................
یک عده دیگری بودند که می‌گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است، آنها مغرور بودند، آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعضی روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمی بلند شود قبل از ظهور حضرت، آن عَلَم عَلَم باطل است، آنها خیال کرده بودند که نه هر حکومتی باشد. در صورتی که آن روایات [اشاره دارد] که هرکس عَلَم مهدی به عنوان مهدویت بلند کند، حالا ما فرض می‌کنیم که یک همچو روایاتی باشد آیا معنایش اینست که از ما دیگر تکلیف ساقط است؟ این خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن است… شاید الآن هم بسیاری باور کنند که نه حکومت نباید باشد و زمان حضرت صاحب بیاید، و هر حکومتی در غیر زمان حضرت باطل است، این یعنی هرج و مرج، ما، درستش می‌کنیم تا حضرت بیاید.
همان، ج ۲۱، ص ۱۷
.......................................
اکنون که دوران غیبت امام(ع) پیش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا کند و هرج و مرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم می آید؛ عقل هم به ما حکم می کند که تشکیلات لازم است... شرع مقدس هم دستور داده که باید همیشه در برابر اشخاصی که می خواهند به شما تجاوز کنند برای دفاع آماده باشید... اکنون که شخص معینی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امر حکومت در دوره غیبت تعیین نشده است، تکلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها کنید؟... معنای نداشتن حکومت این است که تمام حدود ثغور مسلمین از دست برود و ما با بی حالی دست روی دست بگذاریم که هر کاری می خواهند بکنند.
ولایت فقیه، ص 50-49.
......................................
من امیدوارم که ان شاءالله برسد روزی که آن وعده مسلّم خدا‏‎ ‎‏تحقق پیدا کند و مستضعفان مالک ارض بشوند.‏‎این مطلب وعدۀ‏‎ ‎‏خداست و تخلف ندارد، منتها آیا ما درک کنیم یا نکنیم، آن به‏‎ ‎‏دست خداست. ممکن است در یک برهۀ کمی وسایل فراهم‏‎ ‎‏بشود و چشم ما روشن بشود به جمال ایشان. این چیزی که ما در‏‎ ‎‏این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است. همه انتظار‏‎ ‎‏داریم وجود مبارک ایشان را؛ لکن با انتظار تنها نمی شود؛ بلکه با‏‎ ‎‏وضعی که بسیاری دارند، انتظار نیست.
16/ 2/ 64- در جمع روحانیون و ائمه جمعه مراکزاستان
صحیفه امام- ج19- 246‏ص
....................................
در بعضی روایات که من حالا نمی دانم صحت و سقمش را،‏‎ ‎‏هست که یکی از چیزهای مستحب این است که مؤمنین در حال‏‎ ‎‏انتظار اسلحه هم داشته باشند، اسلحه مهیا، نه اینکه اسلحه را‏‎ ‎‏بگذارند کنار و بنشینند منتظر، اسلحه داشته باشند برای اینکه با‏‎ ‎‏ظلم مقابله کنند، با جور مقابله کنند. تکلیف است، نهی از منکر‏ است، به همه ما تکلیف است که باید مقابله کنیم با این‏‎ ‎‏دستگاههای ظالم، خصوصاً دستگاههایی که با اساس‏‎ ‎‏مخالفند.
4/ 7/ 58- سخنرانی در جمع هیأت فاطمیون تهران
صحیفه امام- ج 10- ص123
.............................
امید است که این انقلاب، جرقه و بارقه ‏اى الهى باشد که انفجارى عظیم در توده ‏هاى زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیّة‏اللّه‏ ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ منتهى شود. 
(صحیفه امام؛ ج 15، ص 62)
................................
امام امّت و عصارۀ خلقت، وارث نبوّت، ولى عصر ـ‏ عجّل ‏اللّه‏ تعالى فرجه‏ الشّریف‏_ [است]. 
(صحیفه امام؛ ج 9، ص 24 )
...................................
ما امید این را داریم که یک قدرت اسلامی، قدرت عدل،‏‎ ‎‏قدرتی که در پناه عدل باشد، نه در پناه سرنیزه... یک همچو قدرتی‏‎ ‎‏پیدا بشود و تمام بشر با هم باشند. به ما این وعده را داده اند که در‏‎ ‎‏یک وقتی که امام زمان ـ سلام الله علیه ـ ظهور کند ـ این ـ اختلافات‏‎ ‎‏از بین می رود و همه برادروار با هم هستند، دیگر زورمند و‏‎ ‎‏زورکشی در کار نیست.
26/ 9/ 58  مصاحبه امام با خبرنگاران مسلمان
 صحیفه امام-ج 11- ص298
..............................................
‏نمی شود یکدفعه کارها درست بشود و هیچ خلافی واقع‏‎ ‎‏نگردد، در زمان خود پیامبر و حضرت امیر هم خلاف واقع‏‎ ‎‏می شد.‏
‏‏ما نباید توقع داشته باشیم که صبح کنیم در حالی که همه چیز‏‎ ‎‏سرجای خودش باشد. در زمان حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ‏‎ ‎‏هم که ایشان با تمام قدرت می خواهند عدل را اجرا نمایند، با این‏‎ ‎‏ترتیب نمی شود که هیچ کس حتی خلاف پنهانی هم نکند؛ و‏‎ ‎‏بالاخره همانها هم که مخالف هستند حضرت صاحب را شهید‏‎ ‎‏می کنند، و در روایات قریب به این معنا دارد که بعضی فقهای عصر‏‎ ‎‏با ایشان مخالفت می کنند.‏‎پس، اینطور نیست که خلاف فلان‏‎ ‎‏قاضی یا فلان فرماندار ـ و اصولاً بعضی جهات منفی ـ خطری‏‎ ‎‏باشد. در زمان حضرت امیر هم قاضی اش و فرماندارش خلاف‏‎ ‎‏می کردند، این اجتناب ناپذیر است.
9/ 4/ 64  سخنرانی امام در حضور جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
 صحیفه امام- ج19-ص 303
.......................................
‏تکفیر آخوندها و امام عصر(عج)‏
‏‏روزی که ولی الله الاعظم امام عصر ـ عجّل الله تعالی فرجه‏‎ ‎‏الشّریف ـ ظاهر شوند و در کعبه ندای عدالت سر دهند و برخلاف‏‎ ‎‏ظالمان و کافران فریاد کشند، همین آخوندها هستند که او را تکفیر‏‎ ‎‏کنند و از ستمگران پشتیبانی نمایند.
4/ 6/ 63  پیام به مسلمین ایران و جهان و حجاج بیت اللَّه الحرام
 صحیفه امام- ج19- ص25
.............................................
فراهم شدن شرایط‏‏ ‏‏جهت عدم بروز فساد‏
‏‏و لهذا می بینید فساد در آن وقت بود و حالا هم هست و تا آخر‏‎ ‎‏هم خواهد بود. بله، در زمان حضرت صاحب ـ سلام الله علیه ـ‏‎ ‎‏حکومت واحد می شود، قدرت حکومت... عدالت یک عدالت‏‎ ‎‏اجتماعی در همۀ عالم می آید؛ اما نه اینکه انسانها بشوند یک‏‎ ‎‏انسان دیگر. انسانها همانها هستند که یک دسته شان خوبند، یک‏‎ ‎‏دسته شان بد، منتها آنهایی که بد هستند دیگر نمی توانند که‏‎ ‎‏کارهای خلاف بکنند.
8/ 1/ 66 در جمع خانواده های شهدای جامعه پزشکی واقشار مختلف مردم
 صحیفه امام- ج20-ص 240‏
.............................................
اگر توقع دارید که در یک شب همۀ امور بر طبق اسلام و احکام‏‎ ‎‏خداوند تعالی متحول شود، یک اشتباه است و در تمام طول تاریخ‏‎ ‎‏بشر چنین معجزه ای روی نداده است و نخواهد داد و آن روزی که‏‎ ‎‏ان شاءالله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه‏‎ ‎‏شود و یک روزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوششها و فداکاریها،‏‎ ‎‏ستمکاران سرکوب و منزوی می شوند.
15/ 3/ 68 وصیتنامه الهی- سیاسی حضرت امام
 صحیفه امام-ج 21-ص 447‏
..............................................
ما که از امام مهدی، که قوۀ اجرایی اسلام است، صحبت‏‎ ‎‏می کنیم و می گوییم که عدل در زمان او فراگیر خواهد شد و از‏‎ ‎‏طرف خود آنها هم همین معنا هست که: «یملأ الارض قسطاً و‏‎ ‎‏عدلاً بعد ما ملأت ظلماً و جوراً» ما که راجع به آن می گوییم و‏ می گوییم که انبیا موفق نشده اند اجرا کنند مقاصد خودشان را، و‏‎ ‎‏خداوند در آخر زمان کسی را می آورد که اجرا کند مسائل انبیا را،‏‎ ‎‏آن بیچاره ها برای خدمت به اجانب یا نفهمیده تأویل می کنند که‏‎ ‎‏فلان گفته است که حضرت مهدی تکمیل می کند شریعت را. این‏‎ ‎‏بسیار ناگوار است برای ما. ما حضرت مهدی را یکی از افرادی‏‎ ‎‏می دانیم که تابع اسلام است، تابع پیغمبر اسلام است لکن تابعی‏‎ ‎‏است که نور چشم پیغمبر اسلام است و اجرا می کند این مطالبی را‏‎ ‎‏که حضرت رسول اکرم(ص) فرموده است.
21/ 5/ 59 بیانات امام در جمع نمایندگان و سفرای کشورهای اسلامی
صحیفه امام-ج 13-ص 97‏
..........................................
وقتی که حضرت حجت ـ علیه السّلام ـ تشریف آورد، احکامی‏‎ ‎‏غیر از اینها که ما با این اجتهادات ناقصه درست کرده ایم می آورد،‏‎ ‎‏و غیر این اصلهایی است که ما جاری می کنیم، و غیر این چیزهایی‏‎ ‎‏است که با ظنون مجتهدین درست می شود «یَاْتی بِکِتابٍ جَدیدٍ»‏‎ ‎‏چون طبق روش فقها نمی گوید.
تقریرات اسفار‏
.................................
انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به‏‎ ‎‏پرچمداری حضرت حجّت ـ ارواحنا فداه ـ است که خداوند بر‏‎ ‎‏همۀ مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر‏‎ ‎‏حاضر قرار دهد.
2/ 1/ 68 پیام امام به مهاجرین جنگ تحمیلی
صحیفه امام-ج 21-ص 327‏
....................................
امید است که این انقلاب، جرقه و بارقه ای الهی باشد که‏‎ ‎‏انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر‏‎ ‎‏انقلاب مبارک حضرت بقیّة الله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ منتهی‏‎ ‎‏شود.
10/ 5/ 60 پیام به مسلمانان و مستضعفان ایران وجهان
صحیفه امام-ج 15-ص 62‏
.....................................
ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در‏‎ ‎‏کشورهای اسلامی می شکنیم و با صدور انقلابمان، که در حقیقت‏‎ ‎‏صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی(ص) است، به‏‎ ‎‏سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا‏‎ ‎‏راه را برای ظهور منجی و مصلح کل، و امامت مطلق حق امام زمان‏‎ ‎‏ـ ارواحنا فداه ـ هموار می کنیم.
6/ 5/ 66 پیام امام به مناسبت برگزاری مناسک عظیم حج
صحیفه امام-ج 20-ص 345
.......................................
ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان‏‎ ‎‏مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف‏‎ ‎‏مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع‏‎ ‎‏شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیه روشن است و وعدۀ‏‎ ‎‏خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر می نماید. گویی جهان مهیا‏‎ ‎‏می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکّۀ معظّمه و کعبۀ آمال‏‎ ‎‏محرومان و حکومت مستضعفان.
15/ 3/ 62  پیام به ملت ایران به مناسبت سالگرد قیام 15 خرداد
 صحیفه امام-ج 17-ص 480
.......................................
همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و‏‎ ‎‏محرومان جهان به دفاع برخیزید و به سوی یک دولت اسلامی با‏‎ ‎‏جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همه‏‎ ‎‏مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همه مستضعفان‏‎ ‎‏را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که‏ خداوند تعالی وعده فرموده است.
15/ 3/ 68 وصیتنامه الهی- سیاسی حضرت امام
 صحیفه امام-ج 21-ص 448
...................................
ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد، در مقابل ظالم‏‎ ‎‏بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که اینقدر‏‎ ‎‏ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد، ما تکلیف داریم آقا! اینطور نیست‏‎ ‎‏که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان ـ سلام الله علیه ـ هستیم، پس‏‎ ‎‏دیگر بنشینیم در خانه هایمان، تسبیح را دست بگیریم و‏‎ ‎‏بگوییم: «عجّل علی فرجه» عجّل با کار شما باید تعجیل بشود،‏‎ ‎‏شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او؛ و فراهم کردن اینکه‏‎ ‎‏مسلمین را با هم مجتمع کنید، همه با هم بشوید، ان شاءالله ظهور‏‎ ‎‏می کند ایشان.
1/ 10/ 62  در جمع مسئولین جمهوری اسلامی و مقامات لشکری و کشوری
صحیفه امام-ج 18-ص 269‏
..................................